گزارشي از بررسي ترجمههاي قرآن مرحوم ابوالقاسم پاينده
قرآن دریافتنیِ -نه گفتنی
گزارش: مريم حسينينژاد
پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، چهارمين نشست از سلسله نشستهاي قرآن پژوهي دوازدهمين نمايشگاه بينالمللي قرآن كريم را با "بررسي ترجمههاي قرآن كريم به قلم مرحوم پاينده" و سخنراني تبرائيان، دكتر موسوي گرمارودي، خرمشاهي و كوشا برگزار كرد.
ابوالقاسم پاينده نويسنده، مترجم و روزنامهنگاري بود كه در نجفآباد اصفهان به دنيا آمد و از سال 1301 تا 1309 در اصفهان به فراگيري علوم منقول و معقول پرداخت.
تبرائيان با بيان مطلب فوق افزود: اهميت كار پاينده بيشتر در ترجمههاي فصيح و جذابي است كه از عربي انجام داده است و در عين امروزي بودن يادآور فخامت متون كهن فارسي است.
وي ترجمههاي پاينده از قرآن مجيد را، نقطه عطفي در ترجمههاي معاصر دانست و گفت: ترجمه او از قرآن مجيد اولين بار در سال 1326 منتشر شد كه از سادگي و رواني بسياري برخوردار بود. مترجم بيآنكه براي توضيح بيشتر چيزي به معني اضافه كند معاني را به فارسي درست بيان كرده است.
تبرائيان با اظهار اينكه شرح زندگي پاينده در دايرهالمعارفها موجود است افزود: "قلم انداز"، "داستان پيامبران" در دو جلد "كرانه با دريا" و "ترجمه كامل قرآن مجيد" از جمله آثار استاد پاينده است.
در ادامه موسوي گرمارودي با اشاره به مقدمه كتاب ابوالقاسم پاينده گفت: تنها عيب اين مقدمه اين است كه اسم آن مقدمه است، چون در قرآن از روي ادب بهتر است مؤخره بنويسيم همچنين ادب حكم ميكند هر كس كه سخني دارد، در آخر قرآن بياورد كاري كه اكثر ناشران انجام دادهاند.
وي همچنين با اظهار اينكه متن مؤخره كه شامل مباحث بسياري است نياز به يك ويرايش خوب دارد افزود: ويرايش بايد به گونهاي باشد كه هم متن آن بزرگوار با حفظ امانت حفظ شود وهم ايراداتش با ذكر اصل در حاشيه نوشته شود تا حق نويسنده ضايع نشود.
گرمارودي در ادامه با بيان اين مطلب كه مؤخره كتاب پاينده، شش بخش دارد اظهار كرد: كار جالبي كه استاد انجام داده اين است كه به جاي اختصاص دادن عنوان به هر بخش، آن بخش را با آيه مناسبي شروع كرده است و به جاي عنوانهاي فارسي يك آيه متناسب با مفاهيم آن بخش را آورده است و هر بخش تقريباً نيم صفحه است.
موسوي گرمارودي در ادامه با بيان اينكه در بخش دوم از تاريخچه، ايشان به سير نهضت اسلام يعني تاريخچه اسلام و قرآن ميپردازد گفت: وي با پرداختن به تاريخچه اسلام و قرآن ميگويد: فهم قرآن براي آشنايي با سير نهضت اسلام و سيرت پيامبر خاتم ميسر نيست و ادراك سير نهضت و سيرت پيامبر هم بدون قرآن محال است، هر دو بايد يكديگر را تقويت كنند و براي فهم هر يك نياز به ديگري است.
وي با اظهار اينكه استاد پاينده به ذكر زندگي پيامبر در هفت صفحه بسنده كرده است بيان كرد: به نظر من اين تاريخچه يكي از فصيحترين و جامعترين تاريخچهها از زندگي پيامبر است و انسان شگفتزده ميشود كه با اين فصاحت هيچ يك از مسايل زندگي پيامبر از قلم نيافتاده است و اين از شگفتيهاي اين مؤخره است.
گرمارودي در ادامه به بخش چهارم كتاب مرحوم پاينده اشاره كرد و گفت: بخش چهارم در باره راز اعجاز قرآن ميگويد و اولين عبارت اعجاز قرآن اين است "اولين در تركيب حيرت انگيز بياني و تلفيق دقيق معاني و تطبيق آن با حالات گوناگون نفساني است"، كه بسيار موجز و در عين حال جامع است.
وي همچنين به بيانات پاينده در مورد وحي اشاره كرد و افزود: استاد مرحوم در مورد وحي ميگويد: قرآن حدود 78 هزار كلمه دارد كه احدي نميتواند يك كلمه را بردارد و چيز بهتري جايگزين آن كند. و الحق اين طور است و حافظ اگر ميگويد: "هر چه دارم همه از دولت قرآن دارم" به خاطر اين است كه هم ريشه در فرهنگ قرآن كريم دارد.
موسوي گرمارودي در ادامه به بخش ششم مؤخره پاينده اشاره كرد و اظهار داشت: در بخش آخر مؤخره توجيه شگفتيهاي قرآن چون قضيه ذوالقرنين، يا جوج و مأجوج و تحقيقاتي كه بيانگر معجزه قرآن است، ذكر شده است.
گرمارودي در پايان سخنانش با بيان اين مطلب كه به نظر من، اين ترجمه ارزش دارد كه دوباره ويرايش شود ، تصريح كرد: يكي از معايب ترجمه اين است كه ويرايش نشده و نقدهاي مرحوم مطهري هم در آن اعمال نشده است.
در ادامه خرمشاهي به نخستين خصيصه علمي مرحوم پاينده يعني نويسنده بودن وي اشاره كرد و گفت: مرحوم پاينده مردي بسيار فصيح بود و نوشتههايش بسيار شيوا، و اگر قدري شتاب در كارهاي ايشان ديده ميشود شايد به دليل اين است كه سرعت عمل داشت و مثل زمان ما رسم نبود كه ترجمه ايشان به ويراستاران سپرده شود و احتياط علمي در آن حفظ شود كه در آن صورت ايشان چگونه عالمالغيب و الشهاده را كه در قرآن كريم ده بار به كار رفته است، به دو دسته پنجتايي تقسيم ميكرد و پنج بار اشتباه ميكرد و عالم غيب را به شهادت ترجمه ميكرد؟
وي در ادامه به انتقادي كه از "نهجالفصاحه" پاينده داشت اشاره كرد و افزود: مرحوم پاينده درباره "نهجالفصاحه" مقدمهاي نوشتهاند كه شاهكار مقدمه نويسي است اما در ترجمه، ايشان مؤخره را مقدمه ناميدهاند. ادب و حرمت قرآن ايجاب ميكرد و ميكند كه هر چند مقدمه با ارزش باشد بايد آن را مؤخره ناميد.
خرمشاهي به اختلاف خود با كوشا در مورد ترجمه عبارت قرآني "لااقسم" اشاره كرد و اظهار داشت: عدهاي معتقدند كه "لااقسم" به معني سوگند نميخورم است اما من و بسياري ديگر مثل ابوالمفسرين طبري و استاد گرمارودي معتقد هستيم كه به معني "قسم خوردن" است. به نظر من با اين آيه قرآن "قسم به مواقع نجوم و منزلگاه ستارگان ميخورم و اين اگر بدانيد قسم بزرگي است" مسأله فيصله يافته است بنابراين مرحوم پاينده به درستي "لااقسم" را "سوگند ميخورم" ترجمه كرده است. در ادامه جلسه كوشا با بيان اين مطلب كه هدف من از نقدنويسي درباره ترجمههاي قرآني، تكميل ترجمه بوده است نه تنقيص مترجم افزود: من ترجمههايي را نقد ميكنم كه از نظر خودم 90 امتياز از 100 امتياز را داشته باشند به دليل اينكه اين ترجمهها را مفيد ميدانم و علاقهمند هستم كه كاملتر شوند.
وي با اظهار اينكه ما در مكتبي درس خواندهايم كه امام صادق (ع) پيشواي راستگرايش ميفرمايد: "محبوبترين برادران ديني من كساني هستند كه عيب مرا به من اهدا كنند" گفت: از نظر مترجمان هر چند ترجمههاي آنها بيعيب و نقص باشد، اما هر كس نظري دارد و شايد نظر من هم در مواردي اشتباه از كار درآيد. اگر يقين پيدا كنم كه آن نظري كه اظهار كردهام نادرست است، قطعاً اشتباه خود را بيان ميكنم و از آن بر ميگردم. قطعاً به همان اندازه كه نقاد هستم، نقدپذير هم هستم.
كوشا در ادامه نقاط ضعف ترجمه استاد پاينده را به صورت فهرستوار بيان كرد و گفت: ايشان در ترجمه خيلي موارد به قرائتهاي شاذ تكيه كردهاند و اين قرائتهاي شاذ هم وقتي كه ترجمه شود با اين قرآني كه امروز در دنيا مقبول است و چاپ ميشود گاهي دچار تضاد ميشود و براي خواننده ابهام ايجاد ميكند.
وي همچنين با اشاره به گفته مرحوم پاينده "جمال معاني و جلال بياني قرآن حالتي دريافتني است نه گفتني" كه در اهميت ترجمه قرآن است، اضافه كرد: اين حقيقتي است، بنده معتقدم كساني موفق به ترجمه يا تفسير قرآن شدهاند كه قبلاً مشمول الطاف الهي واقع شدهاند و اگر نه چنين توفيقي شامل حال آنها نميشد.
كوشا با اظهار اينكه مرحوم پاينده از نارسايي ترجمههاي زمان خودش گلهكرده است كه چرا حذف و اسقاط پيدا شده، و اين در حالي است كه در ترجمههاي خود ايشان هم حذف و سقط بيش از آن است كه انسان انتظارش را دارد، افزود: در حدود 182 مورد فقط دچار سهوالقلم شده است و فراموش كرده يا اين كه نوشته، اما در چاپخانه جا افتاده است. او در موخره ميگويد: "من در حيرتم كه چرا اهل صلاح در قبال آن خطاهاي واضح كه در ترجمههاي قرآن است، چنين خاموشي گرفتهاند".
وي در پايان با بيان اينكه فرهنگستان بايد معادلسازي كند و از دانشمندان استفاده كند گفت: بنده در هيچ عرصهاي، هيچ موضوعي و مطلبي معتقد به قحطالرجال نيستم، اين مملكت رجال دارد، اما هر كس جايگاه خودش را دارد. اما مرحوم پاينده گاهي كلمات را ترجمه نكردهاند و عذر آوردهاند كه معادل فارسي ندارد. به نظر من فارسي توانايي دارد اما بايد آن را كشف كرد و گسترش داد كه اين كار فرهنگستان است.
نوشته شده در یکشنبه 1387/09/17 توسط امیر
| لينك ثابت |